پشت سکّانم، مرا واگیر کنخلقت از طرز بیانم سیر کنبخت سرخوش، جان سرکش، جام پُراین همه چون شعلهها تکثیر کنمن سراپای وجودم عشق شدتو چنین کردی و خود تدبیر کنساز، خود آوردهای، مضراب زن!این قلم خود ساختی، تقریر کن!زیر و رویم را چو خود افراشتیپس تو خود این
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:31

اگر این مومنی، الحاد بهتر
همه این خوابگه بر باد بهتر
اگر این عاقلی، از عقل سیرم
که جامی و نگاری شاد بهتر
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:31
ای گوش! رند شو! صوتی بر آمدهبشنو نوای تیز! دُوری سر آمده از گام و برکت اکسیر جام نوصد جم زیارت این گوهر آمده آخر ز گردش این جام باستانجانانخداوشی بر منبر آمده بر تکیه داده چشم، بر گوشه داده دلاین جان تازهای کز محشر آمده درویش! راست کن آن نون انزوا!
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:31
به کار واژهپردازی نباشد شعر، میدانیفقط عشق است در میدان، کلام عشق میخوانی درون جان ویرانت هنوز ار مانده دانگی نوربخوان این خطّ جادوگر ز شعر ناب ایرانی شب میخانه رخشان است، بیا تا جام برگیریمرهایت سازد این جرعه تو را ز اقران تحتانی چه از ارکان بی
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:31
سلام بر بیداران و سلام بر بیدارشوندگان. سلام بر چشمانی که در بیداری نمیخوابند و در خواب بیدارند.سلام بر آنانی که هر لحظه نواند و در هر لحظه در رنج نو شدناند.سلام بر روحهای باستانی. باد که دروازههای راز بر آمادهترینان بگشایند.خوشا آنان که در حجاب
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:31